قر و قاطی
سلام
گفته بودم دیر به دیر میام ولی مگه این اراذل میزارن؟!!!
البته جا داره از رخی جان تشکر کنم ولی بیشتر جا داره که بهش بگم: بابا تو دیگه عجب ..... هستی!!! یه جمله خبر این همه آتیش سوزوندن داره.
سپس اینکه، بعد از اینکه رخی اون مطلب پائینی را نوشته، با خبر شدیم که این مسابقه نهایی نبوده و داداشی هنوز 3 تا آزمون دیگه هم داره تا جهانی. ولی خب وقتی تا اینجا را با مقام اول اومده، باقی راه هم به امید خدا میره دیگه.
از تبریکات صمیمانه ی کامنتی، پیامکی و تله پاتی آنه ی همگی ممنون. ایشالا نوبت داداشی های شما هم برسه.
از احوال خودم هم اگر جویا شوید، خبری نیست جز خبر ها همیشگی البته با شدتی بسیار بیشتر: اضطراب، استرس، نگرانی، پر کاری، بی وقتی، یه عالمه کار نکرده، تنهایی (آّبجی خانوم هنوز در سفر هستند. دیشب یه عالمه اس ام اس های اشک و آه دار تنهایی براش فرستادم بلکه دلش به رحم بیاد ولی انگار نه انگار) و خلاصه یه عالمه اوضاع غاراشمیش و اینها.
این هفته امتحانهای پیش دانشگاهی هم شروع میشه و من هنوز کتاب ادبیات عروض و قافیه را ندارم.
پاورقی1: فکر نمی کردم 2، 3 روز دوری از آبجی خانوم این قدر دلتنگم کنه. خوبه که قاب عکساش تو اتاقم هست.
پاورقی2: این خواننده های پاپ هم گاهی یه آهنگ های قشنگی می خوننا که آأم مجبور میشه رو شخصیت موسیقایی خودش پا بذاره و چند روزی بهشون گوش بده. در اولین فرصتی که سرم خلوت شد، در مورد سلیقه ی بی نظیر موسیقایی خودم براتون خواهم نوشت.
در حل حاضر "بابک جهانبخش" آمده و سلیقه ی ما را مختل کرده.ترک محبوب: « به کی داری فکر می کنی؟!!»
پاورقی۳: ا؟!!! امروز چقدر گربه میاد تو حیاط ما!!! نشستم پشت سیستم هی دونه دونه از لب دیوار میان تو یاط. انگار نه انگار من از گربه متنفرم. چه بی حیان این موجودات پشمالوی چندشی![]()
توضیحات قبلی مال 2 سال پیش بود.