|
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 |
|
بهت |
 |
|
هیچ وقت حالم به این بدی نبود.
احساس می کنم دیگه هیچ کاری نمی تونم و نمی خوام انجام بدم.
هیچ انگیزه ای برای هیچ مسئله ای دیگه برام وجود نداره.
چرا همه چیز این قدر سریع اینطوری شد؟
چرا این قدر زود همه چیز خراب شد؟
چرا من قدرت یه تصمیم گیری درست را نداشتم؟
چرا همه چیز گردن من گذاشته شد تا این قدر عذاب بکشم و اذیت بشم و در نهایت...
کاش قدرتش را داشتم.کاش جرأتش را داشتم. کاش... |
|
|
|
|
|
| |