تبليغاتX
دوباره خندیدن را تمرین میکنم
   
دوباره خندیدن را تمرین میکنم
 
 
موضوعات

خاطرات روزانه

اراجیف های ذهنی من

زیبا از همه جا

BubbleShare: Share photos - Play some Online Games.
____________________
آرشيو مطالب

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

____________________
مطالب اخير

یلدا

دوست خوب من

تنفر

جشنواره تعطیلات

crowded

آخرین تیر

زندگی سگی

تنها صداست که می ماند

روزهای بی تو

____________________
پیوند ها

AB+

فرح من

مریم خانوومی

یک انسان شریف و اکتیو

علیرضا معتمدی

وب نوشته های کمال

داداشی امین گرافیستم

پسر دایی گلـم( زمین یا آسمان)

گذشته های متمایل به حال

علی شمس مهربون ( کامل و جالب)

رادیو مرداد

عکاسی از جنس نور

پیام دهکردی

هم خونه اي من

بنویس از سر خط( عسلی خودم)

عمو هوشنگ

الهام جون

دادا مسعود

مهري عزيز

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

 
 
 

شنبه بیستم بهمن 1386

پرژه/شهریار

شلام شلام خوفید؟

چه می کنید؟

مثل من خوفید؟ شارژ شارژ

دلیل شارژیت: خان داداش اجازه فرمودن که مودم تهیه شود.

امروز یا فردا جهت این امر عظیم و تاریخی به خیابانهای شهر سرازیر خواهیم شد

این هفته تقریباْ ۱۰ تا پروژه تحویل دادم

مردم به خدا از بس کار کردم

هنوزم هیچکدومشون پول ندادن

حالا هی اونا بدو / من بدو/ آخر سر هم پول پشت سرمون میدوه( به خدا دنیای ما این جوری وارونس دیگه)

خبر دویم اینکه: به طرزی کاملاْ عجیب و حیرت آور و تابلو عاشق سریال شهریار شدم

وای اینقذه خوشم اومده

وقت شروع میشه نیم میلی متریه صفحه تلویزیونم

آخ من کشته مرده ی این اردشیر رستمی و پیام دهکردی گردیدم. ( مثل این دختر ۱۸ ساله ها) ( حالا انگار خودم چند سالمه؟؟!!)

 

خب حرفام یادم رفت

این هفته درگیر انتخاب  رشته ام

دعا کنید تو را خدا بهترین را انتخاب کنم

دیشب هم زنگ زدم برای چهارشنبه با مشاور تحصیلی قرا ملاقات گذشاتم

سلامت باشید و شاد

بای

 

 
 

چهارشنبه دهم بهمن 1386

لوله ای که ترکید

سلام

خیلی وقت دارم این بلاگفا هم آپم را می پرونه

خلاصه که ما خوبیم اساسی

خیلی خوش میگذره

الآن از نمایشگاه کتاب اومدم

خیلی خوب بود ولی هنوز نصف سالن را ندیده بودم که گفتن وقت تمومه برید بیرون

آخرش هم کتابی که می خوستم را نداشت.

آخرش از دست این کتاب " من دختر نیستم" شیوا ارسطویی سوسک میشم از بس گشتم و پیداش نکردم.

جمعه هم تولد فرح عزیزمه از همین الآن تبریک تبریک

دیگه خبر اینکه پریشب رفتم حمام و بعد از یک ربع آب یخ کرد به معنای واقعی.

با بدبختی دوش گرفتم و اومدم بیرون. همه دعوام کردن که چرا این قدر زیاد آب مصرف کردم که آب با این سرعت یخ کرده.  منم که طفلی صدام در نیومد.

آخر شب: آقاج حونی: ا!!! لوله ی آب حیاط ترکیده

در نهایت ما سرما را خوردیم/دعوا را شنیدیم/ در نهایت تقصیر کار لوله های پوسیده بودن.

نتیجه ی اخلاقی: هیچ وقت وقتی آب بی جهت و یه دفعه یخید در برابر دعوای دیگران از خودتون دفاع کنید.

کلی حرف دارم براتون

موفق باشید

بای

 
 

دوشنبه یکم بهمن 1386

فتح قله های ترسناک

سعی می کنم و به این فکرهای پوچ غلبه میکنم.

تنها یک قانون در زندگی من حاکم است: به هرچه فکر کنی سراغت می آید. و زندگی در برابر تو این عکسالعمل را دارد: فرمان بردارم سرورم!

پس تنها به مسائل مثبت و مهم زندگیم فکر میکنم.

به قول دوستی: این فکرها باه واسه بد از ۸۰ سالگی ولی من تصمیم دام تا قبل از ۱۲۰ سالگی بهش اصلاْ فکر نکنم.

 
 

دوشنبه یکم بهمن 1386

مرگ

سلام

همگی که خوب و خوش هستید؟

خدا را شکر

ولی من اصلاْ نه

اصلاْ اصلاْ خوب نیستم

یعنی دارم سعیم را می کنم ولی نمی تونم.

فکر مرگ بدجوری افتاده تو ذهنم.

نمی دونم چرا وقتی اعصابم از این فکرها سر درس خوندن خورد میشه و به تلوزیون پناه می برم شبکه ی چهار باید یه فیلم در مورد مرگ نشون بده و حالم را از اون چیزی که هست بد تر کنه( "فیلم تنهایی")

و حالا احساس می کنم که مرگ توی یک قدمیم ایستاده.

خیلی سرده خیلی خیلی سرد. آره مرگ خیلی سرده و مردن از اون سرد تر

میترسم

خیلی خیلی میترسم. از مرگ به اندازه ی تموم عمرم میترسم. هیچ وقت از یه چیزی این قدر نترسیده بودم.

کاش سال خوک هرچه زودتر تموم بشه

 

پاورقی: اگه همین روزها مردم چی؟!

من خیلی می ترسم

 
 

Weblog Themes By Pars Theme